مراسم دندان درآوردن
دختر قشنگم دو روز بعد از تولدت یه روز صبح با بابایی رفتیم مرکز بهداشت واکسن یک سالگیت رو زدم اذیت نکردی و حتی تب هم نکردی چون فقط یه واکسن کوچولو زد تو دستت. نهم بهمن دو روزه رفتیم اردکان سر زدیم و برگشتیم قم چون بابایی کلاس داشت. وقتی میخوای دندون در بیاری یه هفته مریض میشی و خیلی اذیت میکنی. حرف نمیزنی و مدام بهونه میگیری. اسهال و استفراغ و تب شدید این سه تا همیشه باهم میگیری و منو از دادن هر نوع دارویی محروم میکنی. از بیستم بهمن تا بیست و هشتم اوج شدید بیمارید بود ولی از روزای بعدش کم کم بهتر شدی. ولی با این حالی که داشتی بیست و دوم بهمن گذاشتمد تو کالسکه و با بابایی رفتیم راه...













